اونجا که ما صاف موندیم
خم میشه حتی کاج، سرو
حرص چی؟ تهش میشیم زیر خاک دفن
به خودت نگاه بنداز
از زهر میسازن پادزهر
من مینویسم بازجو
تو جوگیری میخونی باز جو
محکوم به سکوتم
شاکیم نمیده رضایت
هنر رو گرفته کثافت
میمیری میگیری حسادت جون
حرفات تیزتر از تیغ حجامت
بی عدالت، چشم گلوله رو میکنه هدایت
میپاچه به محض اصابت خون
ازت گله ای ندارم، بی خبری من رو قضاوت کن
از تو فحش از من متانت
شدم زیر ذره بین نظارت بولد
زیر منگنه هر دو طرف له شدم
* مردم
میشم قهرمان وقتی یه چی بگم بشه جنازم گم
مثل درختی که خودش دسته کرده نثار اره
الآن اره تنش رو میبره
تبر نظاره گره
اعتماد کردی، به یه مشت گرگ توو لباس بره
قضاوت شدی و سزات، ناسزای خلقه
ازم دور شدن همه، مثل مریض های طاعون زده
سر من و تو رو میزنه که خودش تاوون نده
میمونی ساکت وقتی که صابون به تنت مالوندن
زبون وا کردن پهلوم، یه مشت موش بارون زده
فردا نامعلوم، امروز بدتر از روز قبل
یه گله رو هوا میده یه بز گر
یا دهن لال میشه، یا گوشِ کر
یه چشم به پنجره
یه چشم به چشمی پشت در
دل ناآروم، از سرم گیجه تا زانوم
خونوادم نداره خواب آروم
شب روز پر استرس
روو میز جلوم پرینت شده رازامون
یه پام میدوئه پی آیندش
یه پام درگیر شده با قانون
دل ناآروم، از سرم گیجه تا زانوم
خونوادم نداره خواب آروم
شب روز پر استرس
روو میز جلوم پرینت شده رازامون
یه پام میدوئه پی آیندش
یه پام درگیر شده با قانون
خوبه یه حاشیه شد برای بعضی ها جون گرفت خط تولید
هنوز هم امید دارم، به اونی که کرده ازم قطع امید
زنده شدن یه مشت، مرده توی نقش مرید
اونایی که پنجشنبه ها واسشون میخوندم حمد و توحید
منم مثل تو ام، یه جوون خسته گمراه
که سگدوهاش رو میزنه، میوفته روی چرخه ملغی
مثل ماهی که بی خبره از دسته قلاب
پی آب زلال میگرده ولی از دل مرداب
مثل اون سرباز راه دور بی رسته نوپا
حس طعمه داری بین دار و دسته گرگ ها
اونی که نشد جلو هر یقه بسته ای دولا
تهش سر قبرش فقط تف میکنن هسته خرما
دیدگاه خود را بگذارید